|
از عشق سیرم خدا باز اسیرم نکن
|
|
|
|
||||
|
ای کسانی که مامور دفن تن من هستید به هنگام بردنم; جنازه ام را در کفن سیاه رنگی بپیچید تا بدانند هر چه سیاهی بوده از آن من بوده است . دستانم را از کفن بیرون بگذارید تا بدانند با دست خالی به سوی دیار نیستی می شتابم .چشمانم را باز بگذارید تا بدانند چشم به راه جان سپرده ام . لبانم را باز بگذارید تا بدانند تا آخرین لحظات با فریاد دوستت دارم خاموش شده ام .سپس قطعه یخی را بر تابوتم بگذارید تا به جای تنها یار و یاورم بر مزارم گریه کند و اسمم را بر مزارم ننویسید تا زودی از یاد بروم
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 3:5 توسط منعم m1m
|
|
|||||
|
|||||